بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ
خارج فقه، کتاب الحج ...................................................... استاد معظّم حاج شیخ عباسعلی زارعی سبزواری «دامت برکاته»
درس 44 و 45 شنبه و یکشنبه 01 و 02/10/1397
ادامه بحث در جهت سوم
حضرت امام1 در پاسخ به سؤال مطرح شده ذیل این جهت، میفرماید: «نعم لو أعطاه من سهم سبيل اللّه ليحج لا يجوز صرفه في غيره، و لكن لا يجب عليه القبول، و لا يكون من الاستطاعة المالية و لا البذلية، و لو استطاع بعد ذلك وجب عليه الحج.»[1]
محقق خوئی1 در خصوص این مسأله مینویسد: «و ان أعطي من سهم السادة او من الزكاة من سهم الفقراء و اشترط عليه أن يصرفه في سبيل الحج لم يصح الشرط فلا يجب عليه الحج.»[2]
تحقیق در خصوص این مطلب اقتضا دارد که بحث در دو مقام مطرح شود:
مقام اول: جواز و عدم جواز اعطای سهم سبیل الله از زکات به فردی جهت انجام حج
آیا انجام حج توسط فردی، از مصادیق عنوان سبیل الله است تا اعطای زکات به او جائز باشد، و یا از مصادیق سبیل الله محسوب نمیگردد و اعطا به او جائز نیست؟
در جهت پاسخ به این مسأله، باید مقتضای ادله اولیه و نصوص مورد بررسی قرار گیرد.
[3]اما مقتضای ادله اولیه؛
یکی از ادلهای که در مورد مصرف زکات و مستحقین آن وارد شده، این آیه شریفه است که: «إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَ الْمَسَاكِينِ وَ الْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقَابِ وَ الْغَارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ».[4]
در خصوص این آیه شریفه و مراد از سبیل الله، اختلاف نظر وجود دارد که؛ آیا عنوان سبیل الله، اختصاص به مصالح عمومی مسلمین دارد و یا مطلق طُرُق خیر را شامل میشود - فرقی نمیکند که آن طرق مربوط به مصالح عمومی مسلمین باشد یا مربوط به امور شخصی مسلمانان -؟
محقق بروجردی1 و بعضی دیگر از فقها در مانحن فیه معتقدند که؛ مراد از سبیل الله، خصوص مصالح عامه مسلمین است و دلیل اینها، مناسبت حکم و موضوع معرفی شده است. به خصوص از بعضی روایات استفاده میشود که حکمت تشریع زکات، رفع حاجت و جبران مشکلات است و این باعث میشود که کلمه سبیل الله منصرف شود به خصوص مواردی که مصالح عامه مسلمین شناخته میشود.[5]
در مقابل، بعضی دیگر معتقدند که؛ کلمه سبیل الله مطلق است و شامل تمامی طرق خیر در جامعه میشود و اختصاصی به مصالح عامه ندارد. به دلیل اینکه سبیل عنوان مطلقی است که اضافه به الله شده است و اطلاق آن شامل میشود هر راه خیری که در جهت تحصیل رضایت خداوند متعال محسوب شود، اعم از اینکه مصلحت عامه مسلمین باشد و یا مصلحت خاصه بعضی از مسلمین.[6]
با تأمل در آیه شریفه و از آن جهت که لفظ «سَبِيلِ اللَّهِ» قبل از لفظ «وَ ابْنِ السَّبِيلِ» آمده، میتوان نتیجه گرفت که مراد از سبیل الله، خصوص طرق خیری است که منفعت آن به عموم مسلمانان رسد چون اگر مراد از سبیل الله اعم از مصالح عامه و مصالح خاصه بود شایسته بود که آن را بعد از لفظ «وَ ابْنِ السَّبِيلِ» بیاورد تا از مصادیق ذکر عام بعد از خاص محسوب شود. یعنی مواردی از مصرف را - مثل مصرف مال زکوی در راه فقرا، مساکین، عاملین، مولفۀ قلوبهم، رقاب، غارمین و ابن السبیل - که موارد خاص است ذکر میکرد و در آخر، عنوان سبیل الله را به عنوان ذکر عام بعد از خاص میآورد و لذا ذکر این عنوان در وسط این عناوین خاصه و قبل از لفظ «وَ ابْنِ السَّبِيلِ»، طرق خیر میباشد و میتواند قرینه شود بر اینکه مراد از سبیل الله، مصالح عامه مسلمین است و بر این اساس، اعطای مال زکوی از سهم سبیل الله به فردی جهت رفتن به حج – بر اساس آنچه آیه شریفه دلالت دارد - جائز نیست. چون اتیان و انجام حج نه در آیه شریفه به عنوان مورد خاص مصرف زکات معرفی شده است و نه در تحت عنوان سبیل الله گنجانیده میشود زیرا ظاهر از کلمه سبیل الله، مصالح عامه است و اتیان حج توسط فردی، از مصالح عامه محسوب نمیشود مگر اینکه یک عنوان ثانوی بر آن مترتب گردد تا رفتن این شخص به حج، از مصالح عامه مسلمین شناخته شود.
مثلاً فرض کنیم عدد حاجیانی که امسال باید به حج بروند به دلائلی کاسته شده و تعداد کسانی که در حج حاضر خواهند شد به اندازهای است که مخالف با شوکت و عزت اسلام و مسلمین میباشد و تبعاً فرستادن عدهای به حج، موجب بالارفتن شوکت و عزت اسلام و مسلمین میگردد و لذا اعطای مال زکوی به این شخص در خصوص امسال، جزو مصالح عامه مسلمین محسوب میشود.
یا فردی که برای رفتن به حج از مال زکوی دعوت میشود شخصی فرهیخته و عالم و اندیشمندی است که میتواند با حضورش در مناسک حج، موجب نشر معارف الهی و تبلیغ احکام دین باشد لذا فرستادن او به حج، جزو مصالح عامه مسلمین محسوب میشود. در این صورت، عنوان سبیل الله شامل حال او میگردد و اعطای مال زکوی به او با این عنوان جائز خواهد شد.
اما مقتضای نصوص؛
برخی از فقها برای اثبات جواز اعطای مال زکوی از سهم سبیل الله به فردی جهت رفتن به حج، به بعضی از اخبار و نصوص استناد کردهاند.[7] از جمله این روایات؛
روایت اول: صحیحه علی بن یقطین. «مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ أَنَّهُ قَالَ لِأَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ7: يَكُونُ عِنْدِي الْمَالُ مِنَ الزَّكَاةِ أَ فَأُحِجُّ بِهِ مَوَالِيَّ وَ أَقَارِبِي؟ قَالَ: نَعَمْ، لَا بَأْسَ.»[8]
روایت دوم: صحیحه محمدبن مسلم. «وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ7 عَنِ الصَّرُورَةِ أَ يَحُجُّ مِنَ الزَّكَاةِ؟ قَالَ: نَعَمْ.»[9]
روایت سوم: روایت جمیل بن دراج. «مُحَمَّدُ بْنُ إِدْرِيسَ فِي آخِرِ السَّرَائِرِ نَقْلًا مِنْ نَوَادِرِ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ الْبَزَنْطِيِّ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ7 قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الصَّرُورَةِ أَ يُحِجُّهُ الرَّجُلُ مِنَ الزَّكَاةِ؟ قَالَ: نَعَمْ.»[10]
ممکن است در نقد این استدلال گفته شود؛ آنچه در این روایات مطرح است اعطای مال زکوی به شخص جهت رفتن به حج میباشد و اما اینکه این مال زکوی اعطا شده از سهم سبیل الله باشد، از این روایات استفاده نمیشود و بلکه چه بسا صحیحه محمد بن مسلم و روایت جمیل بن دراج ظهور در این داشته باشند که آنچه به این شخص اعطا میشود از سهم فقرا است. به دلیل اینکه «صَرورَه» یعنی کسی که برای مرتبه اول میخواهد به حج برود و قطعاً توانایی مالی در زندگی برای رفتن به حج پیدا نکرده است و لذا استدلال به این روایات - با توجه به اینکه مخالف مقتضای ادله اولیه مربوط به مصرف زکات است و نظر به این احتمالی که مطرح شد - مورد مناقشه است و اثبات جواز اعطای مال زکوی از سهم سبیل الله به فردی جهت رفتن به حج مشکل است.
«و آخر دعوانا ان الحمدلله ربّ العالمین»
-----------------
[1] . تحرير الوسيلة، ج1، ص 378.
[2] . مناسك الحج، ص 28، مسألة 55.
[3] . درس 45، روز یکشنبه مؤرخ 02/10/97.
[4] . توبه، آیه 60.
[5] . العروة الوثقى (المحشى)، ج4، ص 121: «إذا كانت من المصالح العامّة الدينيّة.»؛ از جمله؛ سید محقق خوئی1 در العروة الوثقى مع التعليقات، ج2، ص 154: «الخوئي: بل خصوص ما فيه مصلحة عامّة.»
[6] . از جمله؛ محمد حسن نجفی در جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، ج15، ص 368: «السابع: سبيل الله: ... و قيل و القائل الأكثر بل المشهور يدخل فيه المصالح كبناء القناطر و الحج و مساعدة الزائرين و بناء المساجد و جميع سبل الخير، بل عليه عامة المتأخرين، بل في الخلاف و الغنية الإجماع عليه و من هنا كان هو الأشبه مضافا إلى اقتضاء اللفظ ذلك، إذ السبيل هو الطريق فإذا أضيف إلى الله سبحانه كان عبارة عن كل ما يكون وسيلة إلى تحصيل رضا الله و ثوابه، فيتناول الجهاد و غيره.»؛
شیخ انصاری در كتاب الزكاة، ص 308، مسألة 37؛ حسینعلی منتظری در كتاب الزكاة، ج3، ص 116.
[7] . همان؛ سید محمود شاهرودی در كتاب الحج، ج2، ص 138، مسألة 6.
[8] . وسائل الشيعة، ج9، ص 290، ح12045، باب 42 بَابُ جَوَازِ صَرْفِ الزَّكَاةِ إِلَى مَنْ يَحُجُّ بِهَا، ح1.
[9] . همان، ح 12046.
[10] . همان، ص 291، ح 12048.